يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

28

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

عزيز . جمعى از سادات و علماء ايستاده‌اند ، از جمله آقا ميرزا بابا و حاجى ملا تقى و حاجى سيد آقا جان سلطان الذاكرين و ملاباشى و منجم‌باشى و نقيب و غيره بودند . همه را وداع كرده گذشتيم . درب قلعه الله وردى خان كدخدا با جمعى ايستاده بودند . از آنجا گذشته رسيديم به شاه‌پسند . در آنجا سوار كالسكه شده در بين راه عموزاده امين تذكره را ديديم كه عيال مشار اليه را در ميان پالكى از مازندران مىآوردند . در ارگ محمد خان ، بهادر خان بيگ با جمعى از ديرانلو منتظر ما [ بودند ] و قربانى آورده بودند . از آنجا گذشته حسينقلى بيك با جمعى از قمبرانلو ايستاده ، آنها را هم معاودت داده در نزديك فيروزه كه منزل است از كالسكه پياده و به اسب سوار شدم . قرب منزل مزبور سادات و ريش سفيدان آمده گوسفندى قربانى نمودند . در اين بين گفتند چرخ كالسكه شكست ، چون كالسكه‌چيها تازه آمده و نابلد بودند چرخ اسقاطى را رد كرده بودند . فورا سلطانقلى خان را گفتم فرستاده از شهر چرخهاى تازهء كالسكه را بياورند . منزل آمديم ، سليمان خان سرتيپ را خواسته دستور العمل قراولخانه‌ها و حفظ سرحدات را مؤكدا دادم . از بجنورد الى فيروزه دو فرسخ است . يكشنبه بيست و سوم صبح زود از خواب برخاسته « 1 » سليمان خان سرتيپ و ساير سرحدداران حاضر بودند . مجددا سفارش سرحدات را نموده ، تماما از اين منزل معاودت دادم . چون راه امروز تا چهار بيد خيلى سخت مىباشد به كالسكه سوار نشده همه را سواره آمدم . در بين راه محمد ولى آقا و قربانعلى آقا و غيره به استقبال از رختيان حصار آمده بودند . محمدولى آقا اسبى تعارف آورده بود قبول ننمودم . نزديك منزل سوارهء شقان استقبال كردند . نور الله خان و صفر على خان سرهنگ و ميرزاى مستوفى و ميرزا بيك انباردار تا اين منزل همراهند . چهار به غروب مانده وارد چهار بيد شديم . قدرى صداع عارض شد . به قدر يك ساعت خوابيدم . نزديك غروب آقا بيگلر سركردهء سوار سملقان جهت مشايعت آمده به او هم سفارش نگاه‌دارى سرحدات و قراولخانه‌ها را نمودم .

--> ( 1 ) اصل : برخواسته